به جای نمره، نظر معلم!

0 95

 

متن سخنرانی :

  کاش ما می‌توانستیم به جای بسیاری از مقررات آموزشی، این کلام تکان دهندۀ حضرت امام را به دیوار مدرسه بزنیم. که می‌فرمود اگر درس نخوانید حرام است در مدرسه بمانید. این استقلال ممکن است موجب نامنظّم شدن مدارس بشود؟ دو عنصر دیگر را در کنارش ذکر داریم می‌کنیم. آن دو عنصر چی‌ها هستند؟ یکی ادب. ادب یعنی چی؟ ادب یک ریشه در حیا دارد و یک ریشه در ولایتمداری. گاهی می‌بینید توی بعضی از مدارس طلبه‌ها جرأت بر مسئولین و معلّمان پیدا می‌کنند به خاطر اتّکاء به قانون! از سه جلسه غیبت اصلاً حیا نمی‌کند می‌گوید من حقّم است. ما چه طلبه‌ای تربیت کردیم؟ ادب کجا رفت؟ طلبه باید از شرم و حیاء نسبت به استاد که حق به گردن او دارد خودش را منظم کند. می‌گوید من جواب معلمم را چی بدهم؟ چند جلسه است با تأخیر آمدم. من حقّش را ناسپاسی بکنم معلم دلش می‌شکند! اگر یک معلمی دلش شکست از دست یک شاگردی آن شاگرد بعید است عاقبت‌به‌خیر بشود.

  آیا معنایش این است که هیچ‌کسی نظارت نکند؟ سیستم ولایی این است که نظارت می‌کند اما ممکن است به صورت جزئی نیاید با شما برخورد بکند. در یک فرآیند طولانی‌مدتی در مورد شما یک قضاوتی صادر می‌کند و بر اساس آن قضاوت عمل خواهد شد. اگر یک مدیر مدرسه بر اساس مشورت با معاون آموزشی و تهذیب مدرسه نظر دادند دربارۀ یک طلبه، به‌طور اجمال ایشان منظم نیستند خوب هم دقت نمی‌کنند برای درس خواندن، مجاهدت علمی ندارند. بدون کمّی شدن در مقرّرات نظام آموزشی که پاداش و جزای فوری می‌دهد. نظر آنها باید متاع باشد. اگر طلبه خوفی هم دارد این خوف، خوف از موقعیت ولایی محترمی است که معلم و معاون آموزشی و مدیر مدرسه دارد.

  ما به معاون آموزشی مدرسه اعتماد نکنیم، به روند اداری مقررات نظام آموزشی فقط اعتماد داشته باشیم این چه مدرسه‌ای است؟ مگر معاونین آموزشی مدارس از سر هوای نفس حرف می‌زنند؟ پس آن چه مدرسۀ علمیه‌ای خواهد بود؟! آقا ممکن است یک جایی معاون آموزشی مدرسه نظرش صحیح و صائب نباشد. خب نباشد. آفاتش و آسیبش کمتر از این است که ما قضاوت‌هایمان را محدود کنیم در مقررات آموزشی. مقررات آموزشی مگر شخصیت درستی تحویل می‌دهد؟ یک معلم باید نظر بدهد ایشان می‌تواند ادامه بدهد این درس را یا یک بار دیگر باید این درس را بخواند؟ ما نظر ایشان را ملاک قرار نمی‌دهیم و می‌گوییم امتحان بگیر خودت برو کنار، برگۀ امتحانی را اسکن کن به مرکز، چون ممکن است معلم زد و بندی کرده باشد با طلبۀ خودش؟ یعنی ما اینقدر بی‌اعتماد هستیم به اولیاء مدرسه؟

  هر چقدر شما دیوان‌سالاری را تقویت بکنید، نظام ولایی را در مدرسه کمرنگ کردید. و این به نفع یک محیطی که می‌خواهد دیندار تربیت بکند نیست. دیندارانی ما باید تربیت بکنیم که ولایتمداری را تمرین کنند! همانطور که بچه‌ها توی خانه ولایتمداری را در ارتباط با پدر و مادر تمرین می‌کنند وقتی آمدند توی محیط اجتماع ولایتمدار می‌شوند برای ولیّ جامعۀ دینی. عنصر دیگری که در مدرسه باید مورد توجه قرار بگیرد تعاون است.

  ما یک عامل مهم برای تنظیم رفتار در مدرسه داریم به نام تعاون. بچه‌ها خودشان همدیگر را بر اساس «تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى» به نظم در بیاورند. یکی‌شان بلند شود بگوید بچه‌ها! ماها الآن نیمی از افرادمان دارند دو سه دقیقه دیر می‌آیند سر کلاس. برای ما زشت است! من اجازه نمی‌دهم همکلاسی‌هایم این کار را بکنند. آقای فلانی تو چرا همیشه دیر می‌آیی؟ این بهتر است که ما تعاون بر برّ و تقوا را توی مدرسه تجربه کنیم یا همه منفعل و غیر مسئول بار بیایند در فضای مدرسه و یک دانه معاون آموزشی مدرسه باشد که هی تأخیرها را بخواهد تذکر بدهد؟

  به همین دلیل باید مقررات آموزشی در حوزه تغییر پیدا کند! تقلیل پیدا کند. به‌جای نمره نظر معلم‌ حاکم باشد. به جای حضور و غیاب نظر معاون آموزشی حاکم باشد. به جای مسئولیت معاونت آموزش برای ایجاد نظم، تعاون پررنگ بشود. اجازه بدهیم به اراده‌ها میدان پیدا کنند. ارادۀ طلبه‌ها، ارادۀ مسئولان مدرسه.

Leave A Reply

Your email address will not be published.